فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
121
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بكرات از آن نام برده شده در اين مكان بوده است زيرا بسبب جنگى داخلى كه بر سر خلافت اين ناحيه درگرفت يكى از مدعيان خلافت كه محمد الاحمر « 103 » نام داشت پس از آنكه بدست مخالفان خود هزيمت شد به قلعهء كفرا عقب نشست و در آنجا موقع خود را مستحكم كرد ، چون قلعهء مزبور چنان كه هماكنون از خرابههاى آن پيداست ، با همهء كوچكى محكم و قابلملاحظه بوده است . سالها بعد از اين واقعه ، چون مردم دهكدهء نزديك قلعه سرگرمى خود را دستبرد زدن به عابران قرار داده بودند و به انواع تجاوز و تعدى دست مىزدند ، پادشاهان مجاور با فرستادن سپاهيانى مردم دهكده را منكوب و قلعه را خراب كردند و به حكم آنان اهالى دامنهء كوه را ترك گفتند و براى سكونت به شهر زيبا و پرجمعيت كفراى كنونى كوچ كردند . و در حال حاضر اين شهر به حق مىتواند به خود ببالد كه نه تنها اين دهكدهء كوچك فارس به منزلهء مهاجريننشين آن است بلكه خود يكى از بزرگترين شهرهاى جهان به حساب مىآيد . روز بيستم باز هم در ناحيهاى خشك و ناهموار راهى دراز پيموديم . در اين راه جز تعداد كمى نهال سقز ، آن هم نزديك جاده ، به چشم نمىخورد . كمى پيش از تاريكى شب كاروان به كاروانسرائى رسيد كه از آنچه تا آن زمان ديده بوديم بسيار بزرگتر بود . اين كاروانسرا نه تنها داراى حياطى بسيار بزرگ و اطاقها و تالارهاى فراوان بود ديوارى از سنگتراش داشت كه ارتفاع آن بيش از دو برابر ديوار كاروانسراهاى ديگر بود . در دو طرف در ورودى آن دو برج بزرگ بود و چهار برج ديگر در چهار گوشهء ساختمان داشت . در حقيقت كاروانسرا در حكم قلعهاى محكم بود كه براى اطمينان كاروانيان و حفاظت آنها و كالاى بازرگانيشان از شر دزدانى كه سابقا امنيت را از اين صحرا سلب كرده بودند ساخته شده باشد . در نزديكى در كاروانسرا كه زير طاق آن چند دكان خوراكپزى ديده مىشد چشمهاى بزرگ بود كه آب آن در ميان دشت درياچهاى بزرگ انباشته
--> ( 103 ) Alhamar